جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

سلام.
این وبلاگ را ساختم برای اینکه اول از همه تذکری باشد برای خودم. و البته اگر شد سوزنی هم به دیگران بزنیم. که "ان الذکری تنفع المومنین"
ان شاء الله

جستجو در وبلاگ
عضويت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد کنید:

تبلیغات
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۵۳ مطلب با موضوع «طلبگی :: فیش های طلبگی» ثبت شده است

چرا پیدا نمی کنیم؟

پنجشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۳۲ ب.ظ

اگر دنبال #علم و #عزت و #بی_نیازی و #رضایت_خدا و #آرامش هستیم، کجا می توانیم آنها را پیدا کنیم؟؟؟


أوحى الله تعالى إلى داود علیه السلام یا داود إنی وضعت خمسة فی خمسة، والناس یطلبونها فی خمسة غیرها فلا یجدونها:
وحی کرد خدای متعال به داود علیه السلام: ای داود! من پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم. مردم آن ها را در چیزهای دیگر می جویند و پیدا نمی کنند:

1- وضعت العلم فی الجوع والجهد وهم یطلبونه فی الشبع والراحة فلا یجدونه،
#علم را در #گرسنگی و #تلاش قرار دادم ، و ایشان آن را در سیری و راحتی می جویند، و پیدا نمی کنند!

2- وضعت العز فی طاعتی وهم یطلبونه فی خدمة السلطان فلا یجدونه،
#عزت را در #بندگی خودم قرار دادم، و حال آنکه ایشان آن را در خدمت کردن به پادشاهان می جویند، و پیدا نمی کنند!

3- وضعت الغنى فی القناعة وهم یطلبونه فی کثرة المال فلا یجدونه،
#بی_نیازی را در #قناعت قرار دادم، و حال آنکه مردم آن را در سرمایه داری می جویند، و پیدا نمی کنند!

4- و وضعت رضای فی سخط النفس وهم یطلبونه فی رضا النفس فلا یجدونه،
و #رضایتم را در #خشم_هوای_نفس قرار دادم، و حال آنکه مردم آن را در رضایت هوای نفس می جویند، و پیدا نمی کنند!

5- ووضعت الراحة فی الجنة وهم یطلبونها فی الدنیا فلا یجدونها.
و #آرامش را در #بهشت قرار دادم و حال آنکه ایشان آن را در دنیا می جویند، و پیدا نمی کنند!

بحارالانوار (دار احیاء التراث) - ج 75 - ص 453

  • ۰ نظر
  • ۳۰ نمایش
  • ۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۷:۳۲
  • سید محمد حسینی یزدی

خلاصه سخنرانی 7-12-95

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ق.ظ

خلاصه سخنرانی - ایام فاطمیه - 7-12-95 - شهر جنگل (تربت حیدریه)

.

بسم الله الرحمن الرحیم

هر انسانی در زندگی به دنبال موفقیت هست. 

کسی خودش را موفق می داند که به اهدافش رسیده باشد.

پس موفقیت ، با رسیدن یا نرسیدن به اهداف ، تعریف می شود. 

سوال: 

هدف هایمان را با چه مبنایی تعریف کرده ایم؟ 

هدف من از کار کردن چیست؟

هدف من از ازدواج چیست؟

هدف من از تفریح چیست؟

هدف من از تحصیل چیست؟

هدف من از تحمل سختی های خواسته و ناخواسته در زندگی چیست؟

پایه های هر هدفی، ریشه اش در افکار و اعتقادات ماست. هر کسی هم خواسته یا ناخواسته اعتقاداتی دارد. 

قرآن به اعتقادات افراد می گوید «دین». هر کسی، دینی دارد. «لکم دینکم، و لی دین» (کافرون 6)

ما مسلمان هستیم. آیا اعتقادات و افکار ما نیز اسلامی است؟

اسلام اصول و فروعی دارد.

اصول دین 

- توحید    - عدل

- نبوت   - امامت

- معاد

بحث امشب: تلنگری بر توحیدی که ما به آن اعتقاد داریم!

ما چه خدایی را قبول داریم؟

خدایی که ما به او اعتقاد داریم آیا «قادر» هست؟ آیا «حکیم» هست؟ آیا «عالم» هست؟ آیا «غنی» هست؟ آیا ...

اگر به این ها اعتقاد داریم ، آیا نشانی از اینها در زندگی ما وجود دارد یا خیر؟

  • ۰ نظر
  • ۲۷۳ نمایش
  • ۰۸ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۲۴
  • سید محمد حسینی یزدی

وظیفه اجتماعی تمام ما

سه شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۴۴ ب.ظ

در جامعه هر کسی نسبت به مسئولتی که دارد، وظیفه ای به عهده اش قرار داده شده است.

اما یک وظیفه وجود دارد که هر کسی با هر جایگاه و هر موقعیتی، باید ان را انجام دهد. 

«امر به معروف و نهی از منکر» وظیفه عمومی هر کسی است. همه باید در هر جا و هر موقعیتی که هست، «امر به معروف و نهی از منکر» را ترک نکند.

به هر اندازه ، به هر مقدار و توان که می توان باید این وظیفه را انجام دهد. 

در آیه 110 سوره آل عمران می خوانیم که «کنتم خیرَ امةٍ اُخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» شما بهترین امت بودید (چون) امر به معروف و نهی از منکر می می کنید.

ملاک بهترین امت بودن، همین وظیفه عمومی «امر به معروف و نهی از منکر» بیان شده است.

  • ۰ نظر
  • ۲۲۶ نمایش
  • ۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۸:۴۴
  • سید محمد حسینی یزدی

تجزیه و ترکیب دعای ماه رجب

پنجشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۷:۲۰ ب.ظ

جهت مشاهده و دانلود فایل پی دی اف به لینک زیر مراجعه بفرمایید: 

***

http://mogib.blog.ir/post/74

  • ۰ نظر
  • ۳۰۰ نمایش
  • ۲۶ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۲۰
  • سید محمد حسینی یزدی

به مناسبت دومین سال نبودنت!

سه شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۲۸ ق.ظ

رضا داودی

هیچکس توی کتابخانه نبود، من هم بلند شدم. کتاب و قلمم را برداشتم که جای دیگری مطالعه کنم. صدای برش کاری و جوش کاری و نصب لوله های شوفاژ اجازه مطالعه و تمرکز نمی داد.

از سالن شماره 2 که رد می شدم دیدم رضا نشسته و عمیق درس می خواند. کنارش ایستادم. به سر خط که رسید روی شانه اش زدم که «پاشو بریم بیرون، اینجا چه طوری درس می خونی!» و با دست به لوله کشی شوفاژ و دستگاه فِرِز اشاره کردم. یکی از همان لبخندهای مخصوص به خودش را زد و گفت: «می خوام تمرین کنم ببینم می تونم توی سر و صدا درس بخونم. همیشه کتابخونه نیست. باید بتونیم هر جایی درس بخونیم»

من رفتم. هیچکس توی کتابخانه نبود و رضا تنها توی کتابخانه همه مطالعات درسی اش را انجام داد.

***

پی نوشت:

رضا داودی، طلبه جهادگر و نابغه مشهدی در محرم الحرام  دو سال پیش (1392) در زهک زاهدان و در ایام تبلیغ طی حادثه ی گاز گرفتگی (علی ما نُقِل) دعوت حق را لبیک گفت و ما را تنها گذاشت. 

رضا دوست و طلبه ای واقعی بود. حدود شش سال رفاقت و مباحثه و زندگی با او حسابی مرا به او دلبسته کرده بود و الان که این متن را می نویسم به شدت دلتنگ اویم. خدا همه مومنین و مومنات را رحمت کند.

یادش گرامی

چهت مشاهده مستند سفیر به ادامه مطلب بروید:

  • ۰ نظر
  • ۳۵۲ نمایش
  • ۱۹ آبان ۹۴ ، ۰۸:۲۸
  • سید محمد حسینی یزدی

تغییر ارزشها و ضد ارزش ها 2

شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۲۲ ق.ظ

زمانی که در جامعه ارزش ها و ضد ارزش ها جایشان را به هم دیگر می دهند، حرکت جامعه نزولی خواهد شد. 

پیامبر اکرم ارزش ها را زنده کردند. ارزش های از دست رفته فراموش شده بازیابی شدند.

یکی از ارزش های اسلامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، توحید محوری بود.

در دوران جاهلیت توحید فراموش شده بود. شرک همه جا را فراگرفته بود. 

در جامعه امروز هم شرک و شریک زیاد شده است. خدای متعال را به عنوان خدا قبول نداریم. بعضی وقت ها نوع گلایه کردن ها و صحبت کردن ها و حتی اعمال و رفتارمان نشان می دهد که گویا واقعاً خدایی را قبول نداریم. اگر خودمان برای خودمان کاری بکنیم ، کرده ایم. و الا خدا برای ما کاری نخواهد کرد. 

این نوع فکر همان شرکی است که قبل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وجود داشت که خدا را سبب کار ها نمی دانستند.

می گفتند هر پدیده ای خدایی دارد. خدای باد، خدای آفتاب، خدای روز، خدای شب، خدای باران، خدای گرما، خدای سرما و ...

  • ۱ نظر
  • ۳۷۶ نمایش
  • ۲۵ مهر ۹۴ ، ۱۰:۲۲
  • سید محمد حسینی یزدی

تغییر ارزشها و ضد ارزشها - سخنرانی شب اول محرم

پنجشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۳۸ ق.ظ

یا حسین

دهه اول محرم 1394 - مسجد امام رضا علیه السلام - خیابان آبکوه مشهد 

فیش1: ارزش ها و ضد ارزش ها - مقدمه


موضوع صحبت این ده شب ان شاء الله «تغییر ارزشها و ضد ارزش ها» است. 

خلاصه بحث:

  • ۰ نظر
  • ۴۸۶ نمایش
  • ۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۰:۳۸
  • سید محمد حسینی یزدی

هم اهل الفضائل

سه شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۴، ۰۶:۳۵ ب.ظ

روزه واجب شد ، شاید که ما با روزه گرفتنمان متقی بشویم. جزء متقین بشویم. ( ر. ک : بقره - 183)

***

خطبه 193 نهج البلاغه معروف است به خطبه متقین. یک جمله همان اول خطبه است که حضرت امیر علیه السلام می فرمایند: «فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِل. متقین در دنیا اهل فضیلت ها هستند.»

کلمه ای که باید به آن توجه کنیم، کلمه «اهل» است. 

  • ۱ نظر
  • ۳۰۴ نمایش
  • ۳۰ تیر ۹۴ ، ۱۸:۳۵
  • سید محمد حسینی یزدی

«عبد» شدن، اول راه است یا آخر راه؟

پنجشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۰۲ ب.ظ

منبر شب 21 ماه رمضان 1394 - مقام «عبد» ، ابتدای راه است.

---------------------------------------------------------------------------------------

حرف بر سر این است که من «عبد» باشم. «بنده» باشم. اگر به این مقام رسیدم بهشتی خواهم بود. 

به اینجا که رسیدم تمام است؟ 

نه!

تازه اول راه است. «عبد» معمولی فایده ای ندارد. کم است. «عبد» داریم تا «عبد» باید به مقامات بالا و درجات بالا رسید. عبد متقی، عبد صالح باید شد. 

باید بتوانم از بندگان «خالص» بشوم. 

هر عبدی لیاقت ندارد که «عند ملیک مقتدر» جای بگیرد. که «إِنَّ المُْتَّقِینَ فىِ جَنَّاتٍ وَ نهََرٍ(54) فىِ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرِ (55)»

  • ۱ نظر
  • ۳۶۵ نمایش
  • ۱۸ تیر ۹۴ ، ۱۹:۰۲
  • سید محمد حسینی یزدی

در کدام راه حرکت می کنیم؟

سه شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۵۱ ق.ظ

منبر شب نوزده ماه رمضان 1394- بندگی و عبودیت 

--------------------------------------------------------------

همه ما به اجبار در مسیر دنیا، در حال حرکتیم. حضرت امیر علیه السلام می فرمایند: «اهل الدنیا کَرَکبٍ یُسار بهم و هم نیام. (حکمت 64 نهج البلاغه)  اهل دنیا ماننده سواره ای هستند که برده می شوند. و در این حالت آن ها خواب هستند» 

مثل قطار ، ماشین، یا هواپیمایی که ما برای مسافرت سوار می شویم. در این وسیله فرقی نمی کند من بیدار باشم یا خواب، به هر حال آن وسیله من را با خودش می برد. 

اینکه می رویم، دستِ ما نیست. اما اینکه چه طور برویم دست ما هست! ما می توانیم تعیین کنیم که چگونه حرکت کنیم.

چند راه برای انتخاب وجود دارد؟ 

قرآن می گوید دو راه بیشتر نیست: 

«لا اکراه فی الدین قد تبیّن الرشدُ من الغیّ . اجباری در دین نیست. قطعاً روشن و واضح و آشکار شده است راه رشد و گمراهی» 

ما ، یا در مسیر هدایت و ایمان و سعادت هستیم و یا در مسیر گمراهی و کفر و بدبختی. 

چه طور بفهمیم در کدام مسیر حرکت می کنیم؟

هر مسیر و جاده ای ، تابلوها و نشانه هایی دارد. مسیر هدایت نشانه هایی دارد. اگر آن نشانه ها در زندگی ما بود، ما در مسیر خوشبختی و سعادتیم. و اگر نبود، قطعا در حال حرکت به سمت گمراهی و بدبختی هستیم. 

با ادعا و حرف نمی شود خوشبخت شد. باید عمل کنیم و در رفتار و زندگی مان نشان بدهیم. 

قرآن می فرماید: «وَ لا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون. (ای مومنان) نمیرید مگر اینکه مسلمان باشید» از این آیه می فهمیم که چگونه مردن دست ماست. ماییم که باید با نشانه ها بفهمیم کدام مسیر را انتخاب کرده ایم. بمانیم یا برگردیم!


  • ۰ نظر
  • ۲۸۳ نمایش
  • ۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۲:۵۱
  • سید محمد حسینی یزدی

ابزار هدایت به بالای صفحه