جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

سلام.
این وبلاگ را ساختم برای اینکه اول از همه تذکری باشد برای خودم. و البته اگر شد سوزنی هم به دیگران بزنیم. که "ان الذکری تنفع المومنین"
ان شاء الله

جستجو در وبلاگ
عضويت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد کنید:

تبلیغات
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۲۲ مطلب با موضوع «یادداشت ها» ثبت شده است

حتی یغیروا...

پنجشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۲۸ ق.ظ

خدای متعال زندگی را بر اساس قوانین و مقرراتی آفریده است.

خدای مهربان ما قادر مطلق است. هر کار بخواهد می کند. اما خودش طبق حکمتش همه چیز را بر اساس قوانینی قرار داده است!

یک قانون مهم این عالم این است که سرنوشت خودمان را ، #خودمان مشخص می کنیم. 

اگر قرار است چیزی #تغییر کند، باید خودمان تغییر دهیم...

اگر مقابل ظلم سکوت کنیم قطعاً محکوم به شکست هستیم

اگر مقابل بی انصافی و نامردی چشم مان را بستیم، قطعاً سقوط می کنیم

هیچ تضمینی نداریم که موقعیت های خوب و نعمت هایی که داریم برایمان بمانند. 

حفظشان نکنیم از بین خواهند رفت...

  • ۰ نظر
  • ۸۷ نمایش
  • ۰۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۲۸
  • سید محمد حسینی یزدی

ادعای فرهنگ...

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۱۱:۳۹ ب.ظ

خیلی ادعاهایمان زیاد است.

این آخر سالی بیاییم کمی، فقط کمی، با هم #مهربان_تر باشیم.

رعایت قانون و مقررات خوب است. اما در هیاهو و شلوغی خیابان های آخر سال بیشتر مهم می شود!!!

چهارراه های شلوغ! 

#پارک_دوبل های اذیت کننده!

خیابان یک طرفه با پنج لاین، از دو طرف پارک دوبل کرده اند و فقط یک لاین برای عبور ماشین ها مانده است، آن هم که آن قدر عابر پیاده زیاد است که باید با احتیاط زیاد عبور کنی!

شلوغی و ترافیک ، صبر بیشتری می خواهد! از همان قدیم ندیم ها تجربه شده است که #بوق زدن راه را باز نمی کند!!! 

به هر حال پیش می آید که کسی اشتباهی انجام دهد، این که ما صبور باشیم و لبانمان لبخند داشته باشد و زبانمان به تبریک و تهنیت باز شود قطعاً خیلی زیباتر خواهد بود...

#رعایت_نوبت و ...

خلاصه اینکه با هم #مهربان_تر_تر باشیم!

سال نو بر همه پیشاپیش مبارک باشد

  • ۰ نظر
  • ۸۶ نمایش
  • ۲۴ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۳۹
  • سید محمد حسینی یزدی

زندگی نکردن

شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ب.ظ

روزمرگی

برای چه چیزی در دنیا آمدیم؟

چرا زندگی می کنیم؟

چرا این گونه زندگی می کنیم؟

گاهی وقت ها خوب است از بیرون به زندگی مان نگاه کنیم. مثل یک غریبه! خیلی کارها برایمان عادی شده است. #پیشرفت_نکردن ، #تغییر_نکردن #یکنواخت و #بی_روح بودن

شاید هم این رکود و روزمرگی را می فهمیم اما #شجاعت تغییرش را نداریم.

شاید هم #حوصله نداریم و #تنبلی کنار گوشمان می گوید «همین زندگی کافی است!»

راستی! #دین کجای زندگی ماست؟!

  • ۱ نظر
  • ۱۹۷ نمایش
  • ۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۱۹
  • سید محمد حسینی یزدی

کاش مهدی به جهان چهره هویدا می کرد...

جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

کاش مهدی به جهان چهره هویدا میکرد

گره از مشکل پیچیده ی ما وا میکرد

کاش می آمد با آمدنش از سر مهر

قبر مخفی شده ی فاطمه پیدا میکرد

  • ۰ نظر
  • ۱۱۷ نمایش
  • ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۰۲
  • سید محمد حسینی یزدی

کاش حرف زدن سخت بود

شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۲۴ ب.ظ

خیلی وقت ها خیلی حرف ها را می زنیم. 

توکل - صداقت - صبر - مردانگی - گذشت - بخشش - مهربانی - تغافل ووو

همه ی اینها کلماتی است که اگر در یک مجلس مهمانی باشد و سر بحث باز بشود، همه مان علامه دهر می شویم و نصیحت هایی می کنیم که گوش فلک را کر می کند. 

اما واقعیت این است که وقتی نوبت به خودمان می رسد، وقتی خودمان در «لحظه» باید به یکی از این نصیحت های خودمان عمل کنیم، هزاران هزار توجیه می آید. 

خودمانی اش این است که « از حرف تا عمل راه زیادی است» 

به این راحتی ها نیست آخر!

سخت است در اوج گرفتاری و مشکل ، از ته دل بگویی، «خدا خودش درست می کند!»

نمی شود ببینی همه با دروغ گفتن به ظاهر پیشرفت می کنند و من همچنان با صداقت برخورد کنم.

خیلی زجر آور است که ببینی نزدیک ترین فرد به تو با کله شقی و لجبازی خودش را تباه می کند و فقط باید صبر کنی تا خودش به نتیجه صحیح برسد.

و ...

کاش حداقل حرف زدن هم مثل عمل کردن، کار سختی بود!

  • ۰ نظر
  • ۱۸۶ نمایش
  • ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۲۴
  • سید محمد حسینی یزدی

یک برش کتاب - خود حقیقی!

يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۶ ب.ظ

بازتاب سایه - دبی فورد - ص 20 و 21

" ... تصور می کنیم اگر فقط می توانستیم آن یک نفر یا یک موضوع را تغییر دهیم ، حالمان بهتر می شد. معتقدیم اگر بتوانیم آن یک موضوع شکایتمان را حل کنیم یا به آنچه که برایش تلاش می کنیم برسیم، خوشحال خواهیم شد. به جای صرف وقت برای پرده برداشتن از آن کسی که تصور می کنیم هستیم و آن که واقعا می خواهیم باشیم، اجازه می دهیم زندگی خیالی کسی که در ذهنمان خانه کرده است، زندگی ما را کنترل کند.

مشکل این شیوه ی برخورد با زندگی این است که نمی گذارد «من» حقیقی خود را کشف کنیم و در نتیجه ... "

  • ۰ نظر
  • ۲۰۹ نمایش
  • ۱۹ آذر ۹۶ ، ۱۸:۱۶
  • سید محمد حسینی یزدی

نمیشه...

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۳ ب.ظ

گاهی بعضی کارها پیش نمیره...

هر کار می کنی نمیشه!!!

توی این جور مواقع دو کار باید کرد: 

1- کلّاً بیخیال اون کار بشی

2- خیلی جهادی انجامش بدی و تمومش کنی

  • ۰ نظر
  • ۲۱۷ نمایش
  • ۱۲ آذر ۹۶ ، ۲۰:۲۳
  • سید محمد حسینی یزدی

وظیفه یابی

شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۳۲ ب.ظ

از مهمترین کارها تشخیص وظیفه است.
اما از اون مهمتر اینه که بدونم وظیفه چه کسی رو باید تشخیص داد؟

ما غالبا تخصص زیادی داریم در تشخیص وظیفه دیگران.

پدرم باید این کار رو میکرد.
مادرم باید اون کار رو می کرد.
داداشم باید...
خواهرم باید...
مسئولین باید...
ووو
.
اگر هر کسی وظیفه خودش رو انجام بده، همه چیز درست میشه.

کانال جوالدوز


https://t.me/javaldouz

  • ۱ نظر
  • ۳۳۳ نمایش
  • ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۷:۳۲
  • سید محمد حسینی یزدی

خودمون از بیرون

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ

شاید گاهی وقت ها لازم باشه خودمون رو از بیرون ببینیم. 

به خودمون از نگاه یک مخالف نگاه کنیم.

به اخلاقمون

به رفتارمون

به تعصباتمون

به ارزشهامون

به دوست داشتنی هامون 

شاید لازم باشه یک کمی، نه خیلی!، فقط یک کم بپذیریم که ما «انسان کامل» نیستیم!

  • ۰ نظر
  • ۳۶۱ نمایش
  • ۲۵ آذر ۹۵ ، ۱۸:۰۰
  • سید محمد حسینی یزدی

مریضی سخت...

چهارشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۶:۲۰ ب.ظ

بعضی مریضی های وقتی دیر تشخیص داده می شوند دیگر قابل درمان نیستند. اصطلاحاً دکتر ها مریض را جواب می کنند و دیگر امیدی به درمان نیست.

مریضی روحی هم همین طور است. اگر سریع تشخیص داده شود قابل درمان خواهد بود و الا درمان نمی شود.
بزگترین مریضی روحی کفر و نفاق است. کفر و نفاق همان ابتدای راه ، قابل درمان است، لذا خدای متعال آنها را مورد خطاب قرار می دهد و به دین اسلام دعوتشان می کند:

  • ۰ نظر
  • ۴۶۴ نمایش
  • ۰۵ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۲۰
  • سید محمد حسینی یزدی

ابزار هدایت به بالای صفحه