جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

سلام.
این وبلاگ را ساختم برای اینکه اول از همه تذکری باشد برای خودم. و البته اگر شد سوزنی هم به دیگران بزنیم. که "ان الذکری تنفع المومنین"
ان شاء الله

جستجو در وبلاگ
عضويت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد کنید:

تبلیغات
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عمل» ثبت شده است

کاش حرف زدن سخت بود

شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۲۴ ب.ظ

خیلی وقت ها خیلی حرف ها را می زنیم. 

توکل - صداقت - صبر - مردانگی - گذشت - بخشش - مهربانی - تغافل ووو

همه ی اینها کلماتی است که اگر در یک مجلس مهمانی باشد و سر بحث باز بشود، همه مان علامه دهر می شویم و نصیحت هایی می کنیم که گوش فلک را کر می کند. 

اما واقعیت این است که وقتی نوبت به خودمان می رسد، وقتی خودمان در «لحظه» باید به یکی از این نصیحت های خودمان عمل کنیم، هزاران هزار توجیه می آید. 

خودمانی اش این است که « از حرف تا عمل راه زیادی است» 

به این راحتی ها نیست آخر!

سخت است در اوج گرفتاری و مشکل ، از ته دل بگویی، «خدا خودش درست می کند!»

نمی شود ببینی همه با دروغ گفتن به ظاهر پیشرفت می کنند و من همچنان با صداقت برخورد کنم.

خیلی زجر آور است که ببینی نزدیک ترین فرد به تو با کله شقی و لجبازی خودش را تباه می کند و فقط باید صبر کنی تا خودش به نتیجه صحیح برسد.

و ...

کاش حداقل حرف زدن هم مثل عمل کردن، کار سختی بود!

  • ۰ نظر
  • ۱۹۹ نمایش
  • ۲۱ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۲۴
  • سید محمد حسینی یزدی

نمی خواهیم که بخواهیم

دوشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۳۱ ق.ظ

گاهی وقتها می خواهیم کاری انجام بدهیم، اما نمی شود.
شاید «او» نمی خواهد! سمعا و طاعةً
اما گاهی ما نمی خواهیم:
این گاهی، یا به خاطر این است که نمی توانیم بخواهیم، که هیچ!
و یا به خاطر این است که نمی خواهیم که بخواهیم ؛ که غالبا مشکل همین است.
نمی خواهیم بخواهیم.
یا دیر تصمیم می گیریم که بخواهیم.

و این همان است که "ان الانسان لفی خسر"

***


اللهم انی اعوذ بک من الکسل و الفشل

  • ۰ نظر
  • ۵۳۵ نمایش
  • ۲۸ دی ۹۴ ، ۰۹:۳۱
  • سید محمد حسینی یزدی

مرگ عالِم

دوشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۳، ۱۰:۰۷ ب.ظ

یکی از مهمترین هدف ها برای شنیدنی ها و دیدنی ها و فهمیدنی ها "عمل" است.

مرد میدان عمل باش، ورنه حرّاف زیاد است!

وقتی چیزی را می شنویم برای خودمان بشنویم.

بهترین مطلب را می شنویم اما در دلمان می گوییم: "کاش داداشم اینجا بود این حرف رو می شنید این قدر من رو اذیت نمی کرد!!!"

و یا اینکه یک بیت شعر قشنگ و زیبا و رو می بینیم. به این فکر می کنیم که این شعر را حفظ کنم و برای فلانی بخوانم تا حال کند!!!

عمل کنیم!‌ به فکر حرکت خودمان باشیم!

امیر المومنین حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

رُبَّ عالمٍ قد قتله جهلُه؛ و علمه معه لاینفعه. چه بسیار عالمی که جهلش او را می کشد، در حالی که علمش هم همراه او هست،‌ ولی نفعی به او نمی رساند." (حکمت 107 نهج البلاغه)

چه عالمی که جاهل است!‌تناقض نیست؟

مراد از جهل در این روایت "غفلت" است. غفلت از علم. عمل نکردن به علم.

هر جایی که در قرآن از ایمان و ارزش آن صحبت کرده است و بعد هم وعده بهشت آمده، قطعاً‌ بعد از لفظ "ایمان" ،‌ "عمل"‌ آمده است. یا دقیقاً‌ لفظ عمل و یا تعبیری که اشاره به عمل دارد.

از جمله این آیات عبارتند از:‌

  • ۰ نظر
  • ۵۴۷ نمایش
  • ۲۶ آبان ۹۳ ، ۲۲:۰۷
  • سید محمد حسینی یزدی

من چه می کنم؟

يكشنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۵۸ ب.ظ

"وَ أَنِ اعْبُدُونی‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقیم‏"  

(یس 61)

خدا گفته "بنده من می خواهی صراط مستقیم را پیدا کنی؟ عبد من باش! همین راه، راه مستقیم است"


عبد یعنی بنده بودن 

بنده بودن یعنی مطیع محض بودن

مطیع محض بودن یعنی هر چه مولی گفت بگوییم چشم

هر چه مولی گفت بگوییم چشم، یعنی حرف بقیه هیچ هیچ!

ولی ما...

- عروسی که میگریم. خیلی دوست داریم عبد باشیم، اما یک شب موسیقی گذاشتن و رقصیدن و ... که اشکالی ندارد!

- دخترمان را می خواهیم شوهر بدهیم، درست است که ایمان مهم است اما آیا نباید داماد یک شغل درست و حسابی داشته باشد؟!

- بالاخره باید توی این دوره و زمانه به روز باشیم. نمی شود که ماهواره نداشته باشیم!

- توی مهمانی همه زنها با مردها سلام و احوال پرسی می کنند و شوخی و خوش و بش و ... بالاخره قوم و خویش هستیم، نمی شود که!!!

- قوانین راهنمایی و رانندگی برای همه است اما من الان عجله دارم!!!

- باید حقوق همسایه را رعایت کرد اما این همسایه لیاقت ندارد که! او رعایت نمی کند، چرا من رعایت کنم؟!!!

- برادر زنم شش ماه است به خانه ما نیامده است. من تا به حال 2 بار به خانه اش رفته ام. تا او نیاید دیگر من خانه اش نخواهم رفت!!!

- پسر عمویم گرفتار است و باید به او کمک کرد، اما مگر وقتی من گرفتار بودم او دست من را گرفت؟ پس من هم کمک نمی کنم!

- چرا رفیقت را جلوی جمع تحقیر کردی؟ بله! کار خوبی نبود اما لازم بود!!! هنوز حسابمان تسویه نشده است!!!

- ...

سوال: ایا ما عبد خدا هستیم. 

خدا چه می گوید؟؟؟ اهل بیت چه می خواهند؟ 


مــــــــــــــن چــــــــه می کنــــــــــــــــم؟؟؟

  • ۱۰ نظر
  • ۱۱۶۷ نمایش
  • ۱۶ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۵۸
  • سید محمد حسینی یزدی

ابزار هدایت به بالای صفحه