جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

سلام.
این وبلاگ را ساختم برای اینکه اول از همه تذکری باشد برای خودم. و البته اگر شد سوزنی هم به دیگران بزنیم. که "ان الذکری تنفع المومنین"
ان شاء الله

جستجو در وبلاگ
عضويت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد کنید:

تبلیغات
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

۲۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فیش سخنرانی» ثبت شده است

خلاصه سخنرانی 7-12-95

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ق.ظ

خلاصه سخنرانی - ایام فاطمیه - 7-12-95 - شهر جنگل (تربت حیدریه)

.

بسم الله الرحمن الرحیم

هر انسانی در زندگی به دنبال موفقیت هست. 

کسی خودش را موفق می داند که به اهدافش رسیده باشد.

پس موفقیت ، با رسیدن یا نرسیدن به اهداف ، تعریف می شود. 

سوال: 

هدف هایمان را با چه مبنایی تعریف کرده ایم؟ 

هدف من از کار کردن چیست؟

هدف من از ازدواج چیست؟

هدف من از تفریح چیست؟

هدف من از تحصیل چیست؟

هدف من از تحمل سختی های خواسته و ناخواسته در زندگی چیست؟

پایه های هر هدفی، ریشه اش در افکار و اعتقادات ماست. هر کسی هم خواسته یا ناخواسته اعتقاداتی دارد. 

قرآن به اعتقادات افراد می گوید «دین». هر کسی، دینی دارد. «لکم دینکم، و لی دین» (کافرون 6)

ما مسلمان هستیم. آیا اعتقادات و افکار ما نیز اسلامی است؟

اسلام اصول و فروعی دارد.

اصول دین 

- توحید    - عدل

- نبوت   - امامت

- معاد

بحث امشب: تلنگری بر توحیدی که ما به آن اعتقاد داریم!

ما چه خدایی را قبول داریم؟

خدایی که ما به او اعتقاد داریم آیا «قادر» هست؟ آیا «حکیم» هست؟ آیا «عالم» هست؟ آیا «غنی» هست؟ آیا ...

اگر به این ها اعتقاد داریم ، آیا نشانی از اینها در زندگی ما وجود دارد یا خیر؟

  • ۰ نظر
  • ۴۵۴ نمایش
  • ۰۸ اسفند ۹۵ ، ۱۱:۲۴
  • سید محمد حسینی یزدی

وظیفه اجتماعی تمام ما

سه شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۴۴ ب.ظ

در جامعه هر کسی نسبت به مسئولتی که دارد، وظیفه ای به عهده اش قرار داده شده است.

اما یک وظیفه وجود دارد که هر کسی با هر جایگاه و هر موقعیتی، باید ان را انجام دهد. 

«امر به معروف و نهی از منکر» وظیفه عمومی هر کسی است. همه باید در هر جا و هر موقعیتی که هست، «امر به معروف و نهی از منکر» را ترک نکند.

به هر اندازه ، به هر مقدار و توان که می توان باید این وظیفه را انجام دهد. 

در آیه 110 سوره آل عمران می خوانیم که «کنتم خیرَ امةٍ اُخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» شما بهترین امت بودید (چون) امر به معروف و نهی از منکر می می کنید.

ملاک بهترین امت بودن، همین وظیفه عمومی «امر به معروف و نهی از منکر» بیان شده است.

  • ۰ نظر
  • ۳۲۳ نمایش
  • ۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۸:۴۴
  • سید محمد حسینی یزدی

تغییر ارزشها و ضد ارزش ها 2

شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۲۲ ق.ظ

زمانی که در جامعه ارزش ها و ضد ارزش ها جایشان را به هم دیگر می دهند، حرکت جامعه نزولی خواهد شد. 

پیامبر اکرم ارزش ها را زنده کردند. ارزش های از دست رفته فراموش شده بازیابی شدند.

یکی از ارزش های اسلامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، توحید محوری بود.

در دوران جاهلیت توحید فراموش شده بود. شرک همه جا را فراگرفته بود. 

در جامعه امروز هم شرک و شریک زیاد شده است. خدای متعال را به عنوان خدا قبول نداریم. بعضی وقت ها نوع گلایه کردن ها و صحبت کردن ها و حتی اعمال و رفتارمان نشان می دهد که گویا واقعاً خدایی را قبول نداریم. اگر خودمان برای خودمان کاری بکنیم ، کرده ایم. و الا خدا برای ما کاری نخواهد کرد. 

این نوع فکر همان شرکی است که قبل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وجود داشت که خدا را سبب کار ها نمی دانستند.

می گفتند هر پدیده ای خدایی دارد. خدای باد، خدای آفتاب، خدای روز، خدای شب، خدای باران، خدای گرما، خدای سرما و ...

  • ۱ نظر
  • ۴۵۱ نمایش
  • ۲۵ مهر ۹۴ ، ۱۰:۲۲
  • سید محمد حسینی یزدی

تغییر ارزشها و ضد ارزشها - سخنرانی شب اول محرم

پنجشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۳۸ ق.ظ

یا حسین

دهه اول محرم 1394 - مسجد امام رضا علیه السلام - خیابان آبکوه مشهد 

فیش1: ارزش ها و ضد ارزش ها - مقدمه


موضوع صحبت این ده شب ان شاء الله «تغییر ارزشها و ضد ارزش ها» است. 

خلاصه بحث:

  • ۰ نظر
  • ۶۳۰ نمایش
  • ۲۳ مهر ۹۴ ، ۱۰:۳۸
  • سید محمد حسینی یزدی

«عبد» شدن، اول راه است یا آخر راه؟

پنجشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۰۲ ب.ظ

منبر شب 21 ماه رمضان 1394 - مقام «عبد» ، ابتدای راه است.

---------------------------------------------------------------------------------------

حرف بر سر این است که من «عبد» باشم. «بنده» باشم. اگر به این مقام رسیدم بهشتی خواهم بود. 

به اینجا که رسیدم تمام است؟ 

نه!

تازه اول راه است. «عبد» معمولی فایده ای ندارد. کم است. «عبد» داریم تا «عبد» باید به مقامات بالا و درجات بالا رسید. عبد متقی، عبد صالح باید شد. 

باید بتوانم از بندگان «خالص» بشوم. 

هر عبدی لیاقت ندارد که «عند ملیک مقتدر» جای بگیرد. که «إِنَّ المُْتَّقِینَ فىِ جَنَّاتٍ وَ نهََرٍ(54) فىِ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرِ (55)»

  • ۱ نظر
  • ۴۴۳ نمایش
  • ۱۸ تیر ۹۴ ، ۱۹:۰۲
  • سید محمد حسینی یزدی

اولین گام رشد

دوشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۲۵ ب.ظ

خیلی از ما ها دوست داریم که بهتر بشویم. رشد کنیم. اما...

  • ۲ نظر
  • ۵۱۵ نمایش
  • ۳۱ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۲۵
  • سید محمد حسینی یزدی

عبادت تنها راه بندگی؟

چهارشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۱:۰۴ ق.ظ

گاهی اوقات آن قدر عبادت می کنیم که نمی فهمیم دقیقاً چه کار می کنیم؟

عبادت را چه معنا می کنیم؟

عبادت در نگاه اول به «اعمال و رفتاری خاص گفته می شود که در زمان های خاص انجام می شود.» نماز، روزه، زیارت ائمه، قرآن خواندن و ... آیا عبادت همین هاست. ارتباط با خدا فقط با این کارهاست؟

اگر این باشد که من و آن مسیحی که عبادتش را فقط حضور در کلیسا می داند چه فرقی دارند؟

ریش و تسبیح و مهر بزرگ و سجاده، نشان عابد بودن است؟

چرا وقتی حرف از اخلاق خوب و ادب و مهربانی و سخاوت و ... زده می شود، تصویر یک شخص "مومن" (!) به ذهن من و شما نمی آید. (یا دست کم ، کمتر به ذهن می آید)

بندگی و عبودیت فقط به نماز و روزه و ... نیست. اینها سر جایش. اما کسی که نماز اول وقت می خواند ولی هنگام معامله و کاسبی حق دیگران را ضایع می کند، این نماز فایده ی چندانی برایش ندارد.

یک مَن ریش هم برای کسی که داخل خانه با زن و بچه اش بد اخلاقی می کند نمی تواند تأثیری در مومن بودن بگذارد.

تسبیح و ذکر بیست و چهارساعته هیچ تضمینی برای ورود به بهشت نیست وقتی من حق الناس به گردنم هست.

حرفم این است: چرا خدا و بندگی اش را در تمام زندگی مان نمی بینیم. لحظه لحظه زندگی ما اگر با این آیه باشد که «الم یعلم بأن الله یری: آیا (بنده) ندانست که خدا می بیند» ؛ زندگی کردنمان فرق می کند. و ما تابحال نخواسته ایم...

  • ۰ نظر
  • ۴۲۶ نمایش
  • ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۰۴
  • سید محمد حسینی یزدی

این عمار؟؛... ویژگی عماریون

يكشنبه, ۷ دی ۱۳۹۳، ۰۷:۴۹ ب.ظ

امیر مومنان حضرت علی علیه السلام در خطبه 182 می فرمایند:

این عمار...

ویژگی عمار و امثال عمار چه بود که امیر المومنین در فراق آنها گریه می کند؟

  • ۰ نظر
  • ۷۳۹ نمایش
  • ۰۷ دی ۹۳ ، ۱۹:۴۹
  • سید محمد حسینی یزدی

تعریف "فتنه" در نهج البلاغه

يكشنبه, ۷ دی ۱۳۹۳، ۰۷:۱۵ ب.ظ

تعریف فتنه در خطبه 50 نهج البلاغه


إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ

ابتداى ظهور فتنه‏ ها هوا و هوس هایى است که پیروى مى‏ شود،


وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ 

و احکامى که در چهره بدعت خودنمایى مى‏ کند،


یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ

در این فتنه‏ ها و احکام، با کتاب خدا مخالفت مى‏ شود،

  • ۰ نظر
  • ۱۰۴۲ نمایش
  • ۰۷ دی ۹۳ ، ۱۹:۱۵
  • سید محمد حسینی یزدی

بصیرت؛ قبل از فتنه

يكشنبه, ۷ دی ۱۳۹۳، ۰۷:۰۵ ب.ظ

کسی که دنبال بصیرت است، باید قبل از فتنه آمادگی کسب کند.

کسی که می خواهد مسافرت برود، قبل از شروع مسافرت ماشینش را بررسی می کند که نقص نداشته باشد. قطعاً کسی که قبل از سفر بررسی نکند، بین راه با کوچکترین مشکلی متوقف خواهد شد.

قبل از فتنه باید دنبال بصیرت بود.

  • ۰ نظر
  • ۶۴۶ نمایش
  • ۰۷ دی ۹۳ ، ۱۹:۰۵
  • سید محمد حسینی یزدی

ابزار هدایت به بالای صفحه