جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

جــــــوالــــــــدوز

.:: باید یک "سوزن" به دیگران زد و یک "جوالدوز" به خودمون ::.

سلام.
این وبلاگ را ساختم برای اینکه اول از همه تذکری باشد برای خودم. و البته اگر شد سوزنی هم به دیگران بزنیم. که "ان الذکری تنفع المومنین"
ان شاء الله

جستجو در وبلاگ
عضويت در خبرنامه

ایمیل خود را وارد کنید:

تبلیغات
پیام های کوتاه
آخرین نظرات
نویسندگان

خاطرات اربعین نود و هفت ۱

يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۸:۳۸ ق.ظ
ساعت ۱۲ شب به نجف رسیدیم.
حدود سایت ۱ بامداد به جرم امیرالمومنین رسیدیم. بسیار شلوغ بود و هر چه به اذان صبح نزدیک تر می شد ازدحام جمعیت بیشتر بود.
حدود ساعت ۳ بامداد بود که تصمیم گرفتیم به سمت مسیر کربلا حرکت کنیم.
راستش رو بخواهید یک کم از شلوغی و ازدحام جمعیت ترسیدیم.
امسال دومین سالی هست که برای زیارت اربعین مشرف می شون و همسرم همسفرم شده است. او اولین بار است که به زیارت عتبات می آید و گم شدن در شلوغی های این ایام دردسر بزرگی است.
از میان وادی السلام به راه افتادیم.
  • ۹۷/۰۸/۰۶
  • سید محمد حسینی یزدی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ابزار هدایت به بالای صفحه